سبک هاي شعر فارسي

خرید بک لینک

سبک خراسانی

سبک خراسانی، سبک و شیوهٔ شاعران خراسان و ماوراء النّهر است.

در این سبک، سه دوره را میتوان مد نظر قرار داد:

دورهٔ تکوین

دورهٔ سامانی

دورهٔ غزنوی و اوایل دورهٔ سلجوقی

از ویژگیهای سبک خراسانی - که به سبک ترکستانی هم معروف است- میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

آثار این سبک بر قیدها و سنّتهای لفظی و صوری تکیه دارد.

این آثار از تسلسلهای منطقی معانی و شکوه الفاظ برخوردار است و بهصورتی متین، واقعیت را به شکل دستگاهی منظم و قابل قبول نمایش میدهد.

این سبک کمی قبل از سدهٔ چهارم تا سدهٔ ششم هجری قمری رواج داشت و پس از آن هم ادامه یافت.

تشبیهات این دوره اغلب حسی است و فاقد پیچیدگی.

اشعار این سبک از حیث نوع، بیشتر قصیده و از لحاظ لفظ، ساده، روان و عاری از ترکیبات دشوار بوده و واژههای عربی در آن اندک است. از لحاظ معنی نیز صداقت و صراحت لهجه، تعبیرات و تشبیهات ملموس، از اختصاصات مهم این سبک است.

مضمون بیشتر اشعار این سبک، وصف طبیعت و مدیحه و شرح فتوحات پادشاهان و گاه پندو اندرز بوده است.

از صاحبان سبک این دوره میتوان به شاعران زیر اشاره کرد:

رودكي، شهيدبلخي، ابوشكوربلخي، منجيك ترمذي، كسايي مروزي، دقيقي طوسی، فردوسي، عنصري، فرّخي ، غضايري رازی، عسجدي، منوچهري دامغانی، فخرالدين اسعد گرگاني، مسعود سعد سلمان، اميرمعزّي ، ابوالفرج روني، ناصرخسرو و سنايي غزنوي

سَبکِ عراقی

سَبکِ عراقی به سَبکی از شعر فارسی گفته میشود که از اواخر قرن ششم تا قرن نهم هجري رواج و ادامه داشته است. نام این سبک از عراق عجم گرفته شده است، اما رواج این سبک محدود به سرزمین عراق عجم نبود و در نواحی دیگر نیز رواج داشت. ابوالفرج روني، سيدحسن غزنوي و جمال الدين اصفهاني از بنیانگذاران و كمال الدين اصفهاني، سعدي، عراقي و حافظ از نمایندگان این سبک به شمار می روند

سبک عراقی با روی کارآمدن سلجوقيان در خراسان آن روز و اتابكان در عراق و آذربایجان به وجود آمد .در این زمان ( سدهی ششم ) بخشهایی از غرب ایران را نیز عراق میگفتند اما برای تمایز با بخش ميان رودان ، آنجا را عراق عرب و اینجا را عراق عجم مینامیدند. در این زمان گرانیگاه ادبی ایران به آذربایجان و عراق عجم منتقل شد. در این دوران بر اثر سیاست سلجوقیان، مدارس مختلف دینی تأسیس شد . تفسیر و منطق و حکمت و ادب تازي در این مدارس تدریس می شد . شاعران و ادیبان نیز با آن هاآشنا می شدند.
رواج شعر پارسی در پارس و آذربایجان سبب شد که در شعر فارسی تحولی اساسی به وجود آید این تحول را می توان قبل از همه در شعر انوري و ظهير فاريابي مشاهده کرد. انوری نخستین کسی است که از یک طرف قصاید و مدایح اغراق آمیز و پرصنعت را وارد شعر کرد و از طرف دیگر غزل های لطیف و پرشور سرود. پرچم دار شیوه تازه در ایران خاقاني و نظامي گنجوي شدند و در عراق جمال الدين اصفهاني و پسرش کمال الدین این شیوه را برگزیدند و سعدي و حافظ آن را به اوج رساندند.نظامی داستانسرایی عاشقانه را به زیباترین شکل خویش به سامان رسانید.

اساس سبک عراقی همان سبک خراسانی ست با این تفاوت که در آن واژه های عربی فراوان تر شده و نیز به دلیل جا به جایی مراکز قدرت و گسترش علوم در حوزه های آموزش علمی و فرهنگی شهرهای مختلف ايران ، واژه های علمی و حِکمی و فلسفي و ديني و نجومي و پزشكي در آثار شاعران وارد شده ورنگ و زنگ یا جلوه ی خود را به شعر شاعران سبک عراقی بخشیده است.
در این سبک، قصيده بیشتر جای خود را به غزل ، و سادگی و روانی و استحکام جای خود را به لطافت و کثرت تشبيهات و تعبیرات و كنايات زیبا و تازه و در عین حال دقیق و باریک داد و واژههای عربی نیز فزونی گرفت. با ورود تصوف و عرفان در شعر، گویندگان عارفی چون سنايي، عطار ،مولوي ، حافظ و دهها شاعر دیگر ظهور کردند. در ضمن مضامین اخلاقی و تربیتی و پند و اندرز جای مدايح مبالغه آمیز را گرفت.
معانی شعری در این شیوه تازه گذشته از مدح که با بزرگ نمایی ها و فروتنی فراوان نسبت به ممدوح همراه است. هجو و هزل نیز هست که بیش از دوره قبل رواج می یابد، و کسانی مانند انوری و سوزني سمرقندي و خاقانی هجوهای تند و هزل های بسیار می گویند. عشق و عرفان و اخلاق از درونمایه های رایج در این سبک است. غزل که ابتدا انوری آن را به صورت یک نوع جدید ارائه می دهد، در شعر بیشتر شاعران این دوره آزمایش می شود. با این همه اوج آن در غزل سعدی و حافظ جلوه گر می شود. قالبهای شعری، گذشته از قصيده که انوری و خاقانی و جمال الدین اصفهانی و ظهیر فاریابی آن را به اوج می رسانند، قالب مثنوي و غزل رواج فراوان می یابد. در پنج گنج نظامي گنجوي نوعی جدید از انواع ادبی را در قالب مثنوی ارائه می دهد. شاعران فارس و اصفهان هر چند شیوه جمال الدین اصفهانی را می پسندند اما قالب غزل را بر قالب های دیگر ترجیح می دهند. فارس مرکز غزل سرایی به سبک عراقی می شود. سعدی و حافظ خداوندان غزل هر یک شیوه تازه ای می آفرینند. شیوه عراقی البته در غزل با آنچه در قصیده و مثنوی هست تفاوت دارد. توجه به زیبایی کلمه و سادگی و خوش آهنگی که در واقع سبک خاص سعدی است در غزل تاثیر می گذارد و کسانی مانند سلمان و خواجو و همام و اوحدي و اميرخسرو دهلوي و جامي چه در فارس و چه در جاهای دیگر آن شیوه را در نظر دارند. با این همه حافظ تحولی بزرگ در غرل فارسی ایجاد می کند و سبکی منتقل و آزاد که آن را سبک والا باید خواند می آفریند. در سبک عراقی قالب مثنوی و غزل اهمیت بیشتری پیدا می کند و تا دوره های بعد ادامه می یابد. شعر به لهجه های محلی به سبب ناامنی ها و فقر و سیه روزی مردم فراموش شد و زبان به سوی پیچیدگی و ابهام پیش رفت.میزان زیادی کلمهها و اصطلاحهای عربي و قرآني و مانند آن در شعرها و نوشتهها وارد شد.

سبک هندی

سبک هندی نمونهای از سرایش شعر در ادبيات فارسي است که از قرن نهم هجری به بعد به وجود آمد. به علت استقبال دربار ادب پرور هند از شاعران پارسی گوی، و همچنین به علت عدم توجه پادشاهان صفوي به اشعار متداول مدحی، گروهی از گویندگان به هندوستان رفتند و در آنجا به کار شعر و شاعری پرداختند. اینان بهواسطهٔ دوری از مرکز زبان و تمایل به اظهار قدرت در بیان مفاهیم و نکات دقیق و حس نوجویی و تفنن دوستی و به سبب تاثیر زبان و فرهنگ هندی و دیگر عوامل محیط، سبکی به وجود آوردند که سبک هندینامیده میشود. برخی ار ادبا این سبک را سبک اصفهانی نیز نامیدهاند. این سبک تقریبا از قرن نهم تا سیزدهم هجری ادامه داشت و از ویژگیهای آن، تعبیرات و تشبیهات و كنايات ظریف و دقیق و باریک و ترکیبات و معانی پیچیده و دشوار را میتوان نام برد.

از میان گویندگانی که به این سبک شعر سروده اند نام اینان در خور ذکر است:

كليم كاشاني ، نظيري نيشابوري ، عرفي شيرازي ، عبدالقادر بيدل ، صائب تبريزي ، غني كشميري ، وحيد قزويني ، طالب آملي

از گویندگان این سبک، تك بيتي هاي نغز و دلاویزی برجای مانده است که اغلب صورت ضرب المثل پیدا کرده است.

اقبال خصم هرچه فزونتر شود نکوست فواره چون بلند شود سرنگون شود

دست طمع چو پیش کسان می کنی دراز پل بستهای که بگذری از آبروي خویش

اظهار عجز پیش ستم پيشگان خطاست اشک كباب باعث طغیان آتش است

آدمی پير چو شد حرص جوان می گردد خواب در وقت سحرگاه گران می گردد

ریشهٔ نخل کهنسال از جوان افزونتر است بیشتر دلبستگی باشد به دنيا پیر را

ما ز آغاز و ز انجام جهان بیخبریم اول و آخر این کهنه کتاب افتاده است

روزگار اندر كمين بخت ماست دزد ، دائم در پی خوابیده است «كليم كاشاني »

عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد خمیر مایهٔ دکان شیشهگر سنگ است « طاهر قزويني»

سبک بازگشت ادبی

از اوایل قرن سيزدهم هجری تحولی در شعر فارسی پدید آمد و گروهی از گویندگان به سبك هندي که به تدریج به ابتذال کشیده شده بود پشت پا زدند و به پیروی از سبک شعرای قدیم از قبیل فرخي ، منوچهري ، انوري ، خاقاني و سعدي پرداختند.

شیوهٔ شاعری این استادان را «بازگشت به سبک قدیم» نامیدهاند.

در ادبیات، بازگشت به سبک قدیم به عنوان یک دوره محسوب میشود نه یک سبک خاص. چنانکه در کتاب سه جلدی (سبک شناسی) استاد ملک الشعرای بهار، انواع سبکهای شعر فارسی، از ابتدای قرن سوم و حضور رودکی تا قرن حاضر، به چهار دسته تقسیم شده اند.

1- سبک خراسانی (ترکستانی - سامانی) : از ابتدای قرن سوم تا اواخر قرن ششم.

2- سبک عراقی : از اواخر قرن ششم تا اواسط قرن نهم. این سبک با سنایی آغاز و با عبدالرحمن جامی پایان می پذیرد.

3- سبک هندی (سبک صائب) : از اواخر قرن نهم تا اواخر قرن دوازدهم. از آنجا که صائب تبریزی طلایه دار این نوع سبک است، به نام وی هم مشهور است.

(دوره بازگشت) : از اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم شروع میشود و تا اواسط قرن چهاردهم ادامه می یابد. صبای کاشانی - نشاط اصفهانی - آذر بیگدلی و آذر بیدگلی از موسسان دوره بازگشت ادبی هستند. اشعار شاعران این دوره، در بحری یکنواخت سروده شده و وزن روان و آرام آن، باب میل عامه مردم است. طبیب اصفهانی از محبوبترین شاعران این دوره است. ابیاتی از شعر طبیب اصفهانی :

غمش در نهان خانهٔ دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند

به دنبال محمل چنان زار گریم که از گریه ام ناقه در گل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند

عجب نیست از گل که خندد به سروی که در این چمن پای در گل نشیند

4- سبک معاصر (نیمایی - نو) : از اوایل قرن چهاردهم و با انتشار شعر "افسانه" شروع شده و تا عصر حاظر ادامه دارد. موسس آخرین سبک شعر فارسی، علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج است. وی در یک انجمن ادبی ماهانه در حظور اساتید بزرگ آن زمان، اولین شعر نوی خود را که با بهره گیری از الزام وجود قافیه در شعر و نبود وزن یکسان در هر مصراع و هم چنین رعایت نکردن حدود مصراعها (مصراعهای شعر او گاه کوتاه و گاه بلند بود)سروده بود، قرائت کرد و با مخالفتهای شدید آنها مواجه شد. نام اولین شعر نوی نیما ققنوس بود.

مشتاق اصفهاني ، هاتف اصفهاني ، عاشق اصفهاني ، آذر بيگدلي

در رأس سرایندگان سبک بازگشت ادبی هستند.

دیگر شاعران این سبک عبارتند از:

قاآني شيرازي ، سروش اصفهاني ، محمودخان صبا ، نشاط اصفهاني

شعر نو

شعر نو گونههای جدید شعر پس از انقلاب صنعتی یا شعر معاصر که از اشعار قبل خود ساختاری متمایز دارد.

شعر نو فارسی عنوانی است در مقابل شعر کهن فارسی از آنجا که در وزن عروضی و قالب از شعر کهن سنتی پیروی نمیکند را شعر نو مینامند.

چون شعر نیمایی کاربردی نو از وزن عروضی و قالبی بیسابقه ارائه کردهاست و قبل از اشکال دیگر اشعار نوظهور نشو کردهاست غالبا شعر نیمایی را با اصطلاح شعر نو برابر میدانند. در حالیکه برای کلیت شعرهای غیر سنتی معاصر نیز اصطلاح شعر نو به کار میرود.

در یک تقسیم بندی کلی به ترتیب شکل گیری انواع شعر نو را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد:

شعر نیمایی (که کاربردی نو از عروض سنتی همراه با قالبی خاص را دارد)

شعر بی وزن (که از کاربرد عروض سنتی و قالبهای آن بدور است)

گاه شعرهای بیناابین این دو سبک را شعر آزاد مینامند. از سویی شعر بی وزن را شعر منثور و یا سپید و یا حتی شعر آزاد نیز اطلاق میکتتد.

شیوههایی با برداشتهای انتزاعی از شعر بی وزن مرسوم است که تعریف و مرزبندی شفاف علمی ندارد و شعر سپید، آزاد، حجم و موج و... خوانده میشود.

شعر نو فارسی با وانهادن قالبهای شعر کلاسیک در قرن ۱۴هجری بوجود آمد. این گونه از شعر فارسی آزادی بسیاری را در فرم و محتوا به شاعر میدهد. نيما يوشيج را پدید آورنده این نوع شعر در ادبیات فارسی میدانند. شعر نو به لحاظ محتوا و جریانهای اصلی ادبی حاکم بر آن کاملاً با شعر کلاسیک فارسی متفاوت است و به لحاظ فرم و تکنیک ممکن است همانند شعر کلاسیک موزون باشد یا نباشد یا وزن آن عروضی کامل باشد یا ناقص، استفاده از قافيه در شعر نو آزاد است. معمولاً شعر نو فارسی را به دو دسته اصلی تقسیم میکنند: شعر نيمايي وشعر سپيد . شعر (فارسی) از روز آغازین خود و با توجه به چامههای در دست از چند هزار سال پیش تا کنون دارندهٔ قافیه و وزن عروضی بوده است و این نوع نوشتهها در واقع به اشتباه شعر نامیده شده اند.

جریانهای شعر نو فارسی

شعر نيمايي ، شعر سپيد ، شعر حجم ، شعر موج نو ، شعر ناب ، شعر كودك و نوجوان ، دهه شصت و موج سوم ، شعرهاي نگاره اي ، شعر دهه هفتاد ، شعر پست مدرن ، شعر دهه هشتاد

شعر نیمایی سبکی از شعر نو فارسی است که نخستین نمونه شعر نو در ادبیات فارسی بوده و برآمده از نظریه ادبی نيما يوشيج شاعر معاصر ایرانی است.

تحولی که نیما انجام داد در دو حوزه فرم و محتوای شعر كلاسيك فارسي بود. با انتشار شعر افسانه نیما مانیفست شعر نو را مطرح کرد که تفاوت بزرگ محتوایی با شعر سنتی ایران داشت. «باتوجه به مقدمهٔ کوتاهی که خود نیما بر این شعر نوشته است ویژگیهای « افسانه » را به شرح زیر میتوانیم برشمریم :

- نوع تغزل آزاد که شاعر در آن به گونهای عرفان زمینی دست پیدا کرده است.

- منظومهای بلند و موزون که در آن مشکل قافیه پس از هر چهار مصراع با یک مصراع آزاد حل شده است.

- توجه شاعر به واقعیتهای ملموس و در عین حال نگرشی عاطفی و شاعرانهٔ او به اشیا.

- فرق نگاه شاعر با شاعران گذشته و تازگی و دور بودن آن از تقلید.

- نزدیکی آن، در پرتو شکل بیان محاورهای، به ادبیات نمایشی ( دراماتیک ).

- سیر آزاد تخیل شاعر در آن.

- بیان سرگذشت بی دلیها و ناکامیهای خود شاعر که به طرز لطیفی با سرنوشت جامعه و روزگار او پیوند یافته است .

روح غنایی و مواج افسانه و طول و تفصیل داستانی و دراماتیک اثر منتقد را بر آن میدارد که بر روی هم بیش از هر چیز تاثیر نظامی را بر کردار و اندیشهٔ نیما به نظر آورد حال آن که ترکیب فلسفی و صوری و به ویژه طول منظومه، زمان سرودن آن، کیفیت روحی خاص شاعر به هنگام سرودن شعر، ذهن را به ویژگیهای شعر « سرزمین بی حاصل »، منظومهٔ پرآوازهٔ تی . اس . الیوت شاعر و منتقد انگلیسی منتقل میکند که اتفاقا سرایندهٔ آن همزمان نیما و در نقطهٔ دیگر از جهان سرگرم آفرینش مهمترین منظومهٔ نوین در زبان انگلیسی بود .
این شیوه سرودن شعر به سرعت جایگزین شعر کلاسیک فارسی گردید و سپس با ایجاد تفاوت هایی در فرم شعر نو، آنرا به شیوههای نیمایی، سپید، حجم و ... دسته بندی کردند.

تلاش نیما یوشیج برای تغییر دیدگاه سنتی شعر فارسی بود و این تغییر محتوا را ناگزیر از تغییر فرم و آزادی قالب میدانست. آزادی که نیما در فرم و محتوا ایجاد کرد، در کار شاعران بعد از وی، مانند احمد شاملو ، مهدي اخوان ثالث ،فروغ فرخزاد ، سهراب سپهري و منوچهر آتشي به نقطههای اوج شعر معاصر ایران رسید. با این حال نیما شعر خود را از لحاظ نگرش به جهان و محتوای کار پیشروتر و تازه تر از کار شاعران بعدی مانند شاملو به شمار میداند.

با شروع جنبش مشروطه خواهي ايرانيان بینشی تازه رواج یافت که بر طبق آن عصری تازه فرا رسیده است که با همه دورههای تاريخ ملي تفاوت دارد. روشنفكران این دوران معتقد بودند که عصر استبداد سیاسی به پایان رسیده است و همه احساس میکردند که باید در عرصه فرهنگ نیز تحولی مشابه اتفاق بیفتد. شاعران و نویسندگان این عصر در پی زیباشناسی جدیدی بودند و میخواستند شعری تازه بسرایند که با شعر گذشته فارسی فرق داشته باشد.

یکی از عوامل موثر دیگر در تحولات ادبی این دوران آشنایی روشنفکران ایرانی با ادبیات اروپایی بود. به باور آنان انقلاب مشروطيت با انقلاب فرانسه مشابهت داشت و قادر بود فضای تازهای ایجاد کند که در آن چهرههای برجستهای پرورش یابند که با شاعران و نویسندگان برجسته اروپا قابل مقایسه باشد. علاقه و توجه روشنفکران به ادبیات اروپا و بخصوص ادبيات فرانسه باعث شد تا برخی آثار نویسندگان بزرگ آن زمان اروپا مانند ويكتور هوگو ، لامارتين ، ژان ژاك روسو ، آلفونس دوده و شاتو بريان ترجمه شود که بر نوشتههای بسیاری از ادیبان ایرانی تأثیر گذاشت.

مطابق نظریات سنتی در شعر فارسی تعداد اركان عروضي هر شعر در محور عمودی همواره ثابت میماند. نیز بنا به اقتضای قالب یا نوع ادبی شعر (نظیر غزل ، مثنوي ورباعي )، قافيه با فرمولی ثابت تکرار میشد

نیما در ابتدای شاعری خود از شعر کهن فارسی نفرت داشت. اما بعدها نگاه خود را تغییر داد. نیما زمانی نوشته بود:

"از تمام ادبیات گذشته قدیمی نفرت غریبی داشتم... اکنون میدانم که این نقصانی بود."

و در جای دیگری مینویسد:

"من خودم یکی از طرفداران پا بر جای ادبیات قدیم فارسی و عربی هستم."

وقتی نیما نظریه ادبی خود را تدوین میکرد حامیان شعر سنتی فارسی که باورهای خود را در معرض هجومی تمام عیار میدیدند اظهار داشتند که شعر فارسی به عنوان ارجمندترین نماد فرهنگي ایران در معرض نفوذ بیگانگان قرار گرفته است. از نظر آنان شعر نو نشانه تسلیم فرهنگی در برابر خارجیها بود و به زودی روح فرهنگ ايراني را نابود خواهد کرد. سنتگرایان در حقیقت معتقد بودند که نیما و پیروانش با این سنت آشنایی ندارند.

نگاه محافل دانشگاهی به شعر نیما تا دهه چهل خورشیدی منفی بود و از پذیرش آن سر باز میزدند. اما نگاه سنتگرایان دانشگاهی به نظریات نیما با تلاش برخی استادان که بخصوص با نقد ادبی مدرن آشنایی داشتند رفته رفته تغییر کرد. در میان کسانی که نقشی مهم در تغییر نگرش رایج در دهه چهل خورشیدی داشتند باید از غلامحسين يوسفي ومحمد رضا شفيعي كدكني یاد کرد.

برخی از شاعرانی که امروز در زمره نوگرایان به حساب میآیند از نخستین حامیان نیما بودند. از جمله این افراد باید به احمد شاملو ، اسماعيل شاهرودي، هوشنگ ابتهاج و مهدي اخوان ثالث اشاره کرد.

نیما میکوشید شعر معاصر فارسی را با نیازهای ایران مدرن سازگار کند. پس از جنبش مشروطه عرصه حیات اجتماعی ایران تغییر کرده بود. پیش از شعر، نثر فارسی با تلاشهای کسانی نظیر طالبوف ، حاج زين العابدين مراغه اي ، صور اسرافيل و دیگران متحول شده بود و به نوعی خود را سازگار کرده بود. به طور کلی شعر جدید اشتیاقی خاص برای پرداختن به مسائل اجتماعی از خود نشان میدهد، در حالی که شعر کلاسیک چنین نیست.


نیما اگر چه هنوز هم مخالفانی در میان شاعران سنتگرا دارد توانسته است پیروان قابل توجهی برای خود دست و پا کند و ظرفیت تازهای به شعر کهن فارسی اضافه کند.

شعر سپید یا شعر آزاد گونهای از شعر نو فارسی است که در دهه سی شمسی و با مجموعهٔ هوای تازه از احمد شاملو ظهور پیدا کرد. تفاوت عمده این آثار با نمونههای قبلی شعر نو در فرم شعر بود. در این سبک عموماً وزن عروضی رعایت نشده ولی آهنگ و موسیقی نمود دارد.

در دسته بندی شعر نو فارسی، گاهی به هر شعر که در قالب شعر نيمايي نگنجد شعر سپید میگویند.

۱ در مسیر شعر نو نیمایی در سال ۱۳۲۶ نخستین مجموعه شعر احمد شاملو به نام آهنگهای فراموش شده به چاپ رسید. به جهت آن که این مجموعه حاوی نخستین نمونههای « شعر سپید » در زبان فارسی است نشر آن در این سال سزاوار توجهاست ( برای دیدن نقد و نظرهای چند در مورد این کتاب، رک :شمس لنگرودی، تاریخ تحلیلی شعر نو ، ۱/۳۵۴ به بعد) قطعنامه نام مجموعهٔ دیگر شعر احمد شاملو بود که نخستین بار در سال ۱۳۳۰ منتشر شد. این مجموعه حاوی چهار شعر بلند بود که نشان میداد شاملو با عبور از شیوهٔ نیمایی برای خود راه تازهای میجوید( جعفر یاحقی، جویبار لحظهها)

اسامی برخی از شاعران نامی این سبک در زیر آمدهاست:

احمد شاملو ، فروغ فرخزاد ، يدالله رويايي ، سيد علي صالحي ، منوچهر آتشي ، مهدي اخوان ثالث ، احمد رضا احمدي ، رضا براهني

شعر موج نو را اول بار بیژن الهی و احمد رضا احمدي با انتشار کتابی از شعری با نام «طرح» ازاحمدی و انتشار مجلهای به نام ترفه که شعرهای بیژن الهی را منتشرمی کردبنیان گذاشت شد.
عنوان این جریان شعری یعنی «موج نو» را فريدون رهنما یکی از چهره های دهه های سی و چهل ادبیات معاصر فارسی پیشنهاد کرد و هم او بود که با حمایت از پرویز اسلامپور، بهرام اردبیلی، بیژن الهی، احمد رضا احمدي و سایر شاعران «شعر موج نو» موجب شد تا این گونه شعر با استقبال شاعران جوان دهه چهل و پنجاه مواجه شود. با این حال خود بیژن الهی و احمد رضا احمدي پس از مدتی دیگر از عنوان «شعر موج نو» استفاده نکرد و به تدریج از مجامع و جریانهای شعری کناره گرفتند.
شعر موج نو به واسطهٔ پرویز اسلامپور و هوشنگ چالنگی ادامه پیداکرد.
احمد رضا احمدی از کسانی بود که سرودههایش از هوشنگ ایرانی رنگ پذیرفته بود وبا کولاژسازی ازشعرفروغ فروخ زاد و سهراب سپهری در آغاز دههٔ چهل که جامعهٔ ادبی ایران تشنهٔ روشهای تازه بود، ظهور کرد.البته این کولاژسازی او هنوزظهورنکرده شکست خورد.
اما شعر موج نو که بعدها ازدلش مانیفست شعرحجم، شعردیگرو شعر ناب بیرون آمد راه خود را با قدرت ادامه دادو میدهد و شاعرانی مثلا یدالله رویایی، محمودشجاعی، هوتن نجات، محمدرضااصلانی، ازچهرههای اصلی این جریان هستند.

این طرز نو نه تنها مخالف سمبولیسم اجتماعی و نمادگرایی و تعهد، که اصولا مخالف هر گونه منطق و معنایی در شعر بود؛ اتفاقی که در شعر فرانسه و بعد در دیگر جاها تحت نام دادائیسم و سور رئالیسم روی داده بود

جریان «شعر ناب» را منوچهر آتشي در سالهای دهه پنچاه بنیان گذاشت. منوچهر آتشی در آن زمان (نیمه اول دهه پنجاه) مسئول صفحه شعر تماشا وابسته به رادیو و تلویزیون بود. وی با معرفی شاعری به نام آریا آریاپور (حمید کریم پور) از او به عنوان یکی از شاعران «شعر ناب» نامبرد. پس از آن شاعران دیگری نیز به این جریان پیوستند؛ شاعرانی جوان که اغلب اهل مسجد سليمان بودند و به گفته شمس لنگرودي اغلب آنان متأثر از شعر هوشنگ حالنگي و بعضا متأثر از شعر بيژن حلالي بودند.

برگرفته از وبلاگ جام ادب

دکتر کامران شاه مراديان...

ما را در سایت دکتر کامران شاه مراديان دنبال می‌کنید

برچسب: سبک,هاي,شعر,فارسي, نویسنده: بازدید: 268 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:52

صفحه بندی